تبلیغات
Story Land - هیولا

هیولا

سه شنبه 1389/11/26 06:46 بعد از ظهرنویسنده : Arshid

 
- تو نمی تونی اونا رو نابود کنی! من راز تو رو می دونم!
در مقابلم، پیر مردی هفتاد، هشتاد ساله ایستاده بود که مخالف پاک کردن این نسل کثیف، بشر، از روی زمین بود!چرا؟ معلوم نیست! مثلا" زمانی دوست من بود! او من را بزرگ کرده بود!
- پیر مرد، تو نمی تونی مانع من بشی!
در کوچه های ونیز ایستاده بودیم، بخار گرمی از دهانمان به هوا بلند می شد. نور فقط از چراغی کوچک و در پشت سر پیرمرد،نیمی از چهره ام را روشن و نمایان کرده بود.
- می تونم راز تو رو فاش کنم!
- داری منو عصبانی می کنی! !!!
- خب عصبانی شو، چه بهتر!!!
از نور کم چراغی که روی زمین افتاده بود، می شد سایه ام را تشخیص داد که بر عکس خودم، در حال تغییر شکل، بلند شدن و وحشتناک شدن بود. کم کم چنگال هایی بسیار بلند از دستان سایه ام رشد می کرد و موهایم بلند تر می شد. واژه ها در توصیف هیولا ناکام بودند.
اما خودم با صورتی عصبانی فقط رو به پیرمرد ایستاده بودم که ناگهان چندین جای ضربه و زخم عمیق در سینه ی پیرمرد نمایان شد و با شدت به زمین سقوط کرد و خون همه جا را پر کرد.
قدم زنان و با صدای "شلپ" به سوی ورودی کوچه حرکت کردم.
- انسان های متعفن!


اخبار سراسری ایتالیا
جسد مردی شصت ساله در کوچه ی ... واقع در خیابان ... یافت شده که چندین اثر فوق العاده عمیق زخم روی سینه اش وجود دارد. به نظر می رسد این مرد توسط موجودی وحشی که تا به حال ناشناخته بوده، به قتل رسیده است. از شهروندان ونیز خواهش می شود در ساعات تاریکی در شهر رفت و آمد نکنند.

برچسب ها: داستان کوتاه ، هیولا ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 1389/11/26 06:53 بعد از ظهر

 
سه شنبه 1396/04/6 04:50 قبل از ظهر
This is the perfect site for everyone who hopes to find out about this
topic. You understand a whole lot its almost hard to argue with you (not that I actually would want to?HaHa).
You definitely put a fresh spin on a subject which has been discussed for a long time.
Wonderful stuff, just great!
یکشنبه 1396/03/21 04:32 بعد از ظهر
What's up i am kavin, its my first occasion to commenting
anyplace, when i read this piece of writing i thought i could also create
comment due to this sensible article.
یکشنبه 1396/03/21 11:25 قبل از ظهر
Quality articles is the important to be a focus for the viewers
to pay a quick visit the website, that's what this web
page is providing.
پنجشنبه 1396/03/18 09:38 بعد از ظهر
That is really fascinating, You are an excessively skilled blogger.

I have joined your feed and look forward to seeking more of your fantastic post.
Also, I've shared your site in my social networks
چهارشنبه 1396/03/3 12:01 قبل از ظهر
It's a pity you don't have a donate button! I'd most certainly donate to this brilliant blog!

I suppose for now i'll settle for book-marking and adding your
RSS feed to my Google account. I look forward to brand new updates and
will share this blog with my Facebook group.
Talk soon!
دوشنبه 1396/03/1 02:46 بعد از ظهر
I constantly emailed this blog post page to all my friends,
for the reason that if like to read it after that my links will too.
پنجشنبه 1396/02/7 12:27 بعد از ظهر
Fantastic beat ! I would like to apprentice even as you amend your site, how could i subscribe for a blog site?

The account helped me a acceptable deal. I had been tiny
bit acquainted of this your broadcast provided vivid clear idea
سه شنبه 1396/02/5 03:42 بعد از ظهر
Hi, Neat post. There's a problem together with your site in web explorer,
may check this? IE nonetheless is the marketplace leader and a large component
of people will pass over your excellent writing because of this problem.
پنجشنبه 1396/01/31 10:39 قبل از ظهر
Thanks for finally writing about >Story Land - هیولا <Loved it!
دوشنبه 1396/01/28 09:06 بعد از ظهر
It's really very difficult in this active life to listen news on TV, thus I simply use internet for that reason, and obtain the latest
information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر