تبلیغات
Story Land - داستان کوتاه

داستان کوتاه

یکشنبه 1389/11/24 08:02 بعد از ظهرنویسنده : Arshid

 

از این به بعد هر چند وقت یک بار یه داستان کوتاه توی وبلاگ می ذارم.

(این داستان برای خودمه.)

دوستان، لطفا" برای اسم این داستان، یه اسم پیشنهادی توی قسمت نظرات همین مطلب بذارید.

بین اولین و بهترین نام های داده شده نظر سنجی ایجاد می شه

از دوستانی هم که داستان رو نقد می کنن تشکر می کنم.

 

__________________________________

پادشاه در حالی که کلاهخود طلاییی که با دو پر تزئین شده و شنلی طلایی بر تن داشت، وارد میدان شد.
تمام سربازان کشورش، یکصدا نامش را صدا می زدند...
دشمن بخاطر کمبود نفرات، نبرد تن به تن را پیشنهاد کرده بود.
و سیه پوستان دشمن نیز خاموش در آن طرف میدان، ایستاده بودند...
که ناگهان شکافی میانشان ایجاد شد و ماشین کشتار از میانشان گذشت و وارد میدان شد...
قدی همچون کوه...
عضلاتی که با آنها می توانست صد اژدها را خفه کند...
نیزه ای بلند مانند رعد در دستانش...
و پوست و چهره ای سیه، پنهان در زیر نقاب...
نقابی سیه، مانند زاغ، ساده اما وحشتناک...
سپاه، خاموش شد و نبرد، آغاز گشت...

...

پادشاه نعره ای مبارزه طلبانه سر داد که زره حریف را لرزاند...
اما نه خودش را...

نیزه، همچو رعدی سیه، به شهزاده غرش نمود و جوابش، شمشیری آتش وار بود که زخمی بر گونه ی ماشین کشتار گذاشت...
کشتارگر،دست به کمر برد و سریع، خنجری سپید به سوی پادشاه پرتاب کرد که مستقیم در وسط شمشیر شاه فرود آمد، اما نه پیروز؛ نابود گشت...
شمشیر شه همچو اژدهایی غران، بر سینه ی کشتارگر فرود آمد، اما نه...
سپری در میان این دو شکل گرفت...
شمشیر آن همه نیروی حمله را به سوی هوا فرستاد و ماشین کشتار، از فرصت استفاده کرد و ضربه ای با سپر به سینه ی شهزاده وارد کرد که وی را به زمین افکند...
نیزه ی کشتارگر بر صدد آمد تا شکم پادشاه را بدرد اما پادشاه غلتید و نیزه، پهلوی وی را پاره کرد...
پادشه بلند شد و قهرمانان، به دور هم چرخیدند...
هر یک امید ملتی بودند و وحشتی برای مردمی دیگر...
عرق از چشمان آبی رنگ و دریا مانند شهزاده گذشت و آن را سوزاند، کلاهخود داغ عذابی بود برایش...
کشتارگر...
نفس نفس می زد و با هر نفس، سینه ی عظیمش بالا و پایین می رفت...
لحظه ای شنل شهزاده همچو خورشیدی درخشان در جایی از میدان بود و لحظه ای دیگر در جایی دیگر...
سیه پوست نیز همین طور؛ هر لحظه در حرکت و رد و بدل کردن ضرباتی که کوه ها را می لرزاند و دریا ها را نابود میکرد...
که ناگهان هردو ایستاند...
قطراتی سرخ رنگ در زیر پای سیه پوش، دیده می شد...
با تعجب به سینه اش نگاه کرد و زخم سرخ و بزرگی که در آن بود...
به حریفش نگاه کرد؛ اژدهایی طلایی...
و به ناگه بر زمین غلتید...
نقابش نیز به همراهش غلتید...
پادشه متعجب به صورت او نگاه کرد...
صورتی آشنا...
صورتی که سختی ها را برایش آسان می کرد...
صورتی که هر لحظه آرامشش می داد...
صورت برادر قسم خورده اش...
صورت دوستش...
...


برچسب ها: داستان کوتاه ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 1389/11/26 06:54 بعد از ظهر

 
پنجشنبه 1396/12/3 08:18 بعد از ظهر
من این پاراگراف را به طور کامل در مورد مقایسه آخرین ها خواندم
و فن آوری های پیشین، این مقاله شگفت انگیز است.
دوشنبه 1396/09/6 06:50 بعد از ظهر
This is the right web site for anyone who wants to find out about this topic.
You know a whole lot its almost tough to argue with you (not that I actually will need to…HaHa).
You certainly put a brand new spin on a subject that has been written about for a
long time. Great stuff, just wonderful!
شنبه 1396/08/13 07:21 بعد از ظهر
چطوری این پست نمی تواند خیلی بهتر نوشته شود! از طریق این پست به من یادآوری می کند
همسایه قبلی من او به طور مداوم در مورد این صحبت کرد.
من این مقاله را به او خواهم فرستاد مطمئنا او خوب خواهد شد
خواندن. با تشکر برای به اشتراک گذاری!
جمعه 1396/08/12 08:33 بعد از ظهر
سلام، در هنگام جستجو برای یک موضوع مشابه، وب سایت شما، وبلاگ خود را از طریق Google پیدا کردم
آمد، به نظر می رسد عالی است. من آن را در بوک مارک های گوگل من نشان دادم.

سلام، فقط از طریق وبلاگ خود از طریق گوگل مطلع شده و واقع شده است
آموزنده من برای برسیل مراقبم. من در این مورد قدردانی خواهم کرد
رویداد شما این را در آینده ادامه دهید تعداد زیادی از افراد به احتمال زیاد سود خواهند برد
از نوشتن شما به سلامتی!
سه شنبه 1396/08/9 05:18 بعد از ظهر
پست خوب من این وبلاگ را دائما چک کردم و تحت تاثیر قرار گرفتم!
اطلاعات بسیار مفید به ویژه قسمت آخر :)
من به اطلاعات بیشتر اهمیت می دهم. من این اطلاعات خاص را برای مدت بسیار طولانی جستجو کردم.

سپاس و موفق باشی.
سه شنبه 1396/08/9 04:30 بعد از ظهر
با تشکر برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات خود. من واقعا از تلاش های شما قدردانی می کنم و منتظر آینده خواهم بود
بار دیگر نوشتهاید.
سه شنبه 1396/08/9 04:25 بعد از ظهر
What's up to every one, for the reason that I am genuinely eager of reading this web site's post
to be updated regularly. It consists of fastidious data.
سه شنبه 1396/08/9 04:04 بعد از ظهر
پس از چک کردن تعدادی از پست های وبلاگ در وب سایت خود،
من به طور جدی از نوشتن وبلاگ خود قدردانی می کنم. من آن را به لیست نشانه های سایتم نشانه گذاری کردم و به زودی بررسی خواهم کرد. لطفا از وب من دیدن کنید
سایت و همچنین به من بگویید که چگونه احساس می کنید.
جمعه 1396/05/13 05:57 قبل از ظهر
I love what you guys tend to be up too. Such clever work and exposure!

Keep up the terrific works guys I've incorporated you guys to my blogroll.
پنجشنبه 1396/05/12 08:55 بعد از ظهر
May I simply just say what a relief to uncover an individual
who genuinely knows what they're discussing on the internet.
You certainly know how to bring a problem to light and make it important.
A lot more people ought to check this out and understand this side
of the story. I was surprised that you aren't more popular since you
surely have the gift.
یکشنبه 1396/04/4 07:11 بعد از ظهر
ریشه از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب در
آیا واقعا کار کاملا با من پس از برخی
از زمان. جایی در سراسر جملات شما موفق به من مؤمن متاسفانه تنها برای بسیار در
حالی که کوتاه. من با این حال کردم مشکل خود را با جهش در مفروضات و شما خواهد را سادگی به
کمک پر همه کسانی معافیت. در این رویداد شما در واقع که می توانید انجام من خواهد مطمئنا بود در گم.
دوشنبه 1396/03/22 02:05 بعد از ظهر
Hi, Neat post. There's an issue along with your site in internet
explorer, could check this? IE nonetheless is the market leader and a big part
of folks will leave out your great writing because of this problem.
یکشنبه 1396/03/21 03:28 قبل از ظهر
Yes! Finally someone writes about fuck it.
پنجشنبه 1396/03/18 09:48 بعد از ظهر
Hi friends, its great article about tutoringand fully defined,
keep it up all the time.
جمعه 1396/03/12 09:09 بعد از ظهر
Hello everyone, it's my first visit at this web site, and piece of writing is actually fruitful in support
of me, keep up posting these articles.
چهارشنبه 1396/03/3 12:00 قبل از ظهر
Hello colleagues, good paragraph and pleasant arguments commented at this place, I am really enjoying by these.
شنبه 1396/02/30 03:47 قبل از ظهر
Having read this I thought it was very informative.
I appreciate you taking the time and effort to put this short article together.
I once again find myself spending a lot of time both reading and leaving comments.
But so what, it was still worth it!
یکشنبه 1396/02/24 01:13 بعد از ظهر
Awesome things here. I am very satisfied to see your post.
Thanks a lot and I am having a look forward to contact you.
Will you kindly drop me a e-mail?
جمعه 1396/02/8 02:30 قبل از ظهر
I think the admin of this site is in fact working hard in support of
his web site, as here every information is quality
based information.
پنجشنبه 1396/02/7 11:33 بعد از ظهر
I am really impressed with your writing skills and also with the
layout on your weblog. Is this a paid theme or did you customize it yourself?

Anyway keep up the nice quality writing, it is rare to see
a nice blog like this one today.
پنجشنبه 1396/01/31 12:30 بعد از ظهر
Hi! Someone in my Myspace group shared this website with us so I
came to look it over. I'm definitely loving the information. I'm book-marking and will be tweeting this to my followers!
Terrific blog and amazing style and design.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر